تبليغاتX
بوی خاک
قفل یعنی كلیدی هست

 

گزارش خبرگزاری مهر از حاشیه‌های حضور علی كردان در مراسم تودیع و معارفه معاون سیاسی وزارت كشور: درحاشیه این مراسم، خبرنگاران به قصد مصاحبه با وزیر کشور دور وی حلقه زدند که پس از گذشت اندک زمانی، یکی از خبرنگاران خانم که به دلیل ازدحام جمعیت در کنار وزیر قرار گرفته بود،‌ با تذکر تند کردان مبنی بر حفظ حریم شرعی مواجه شد. این خبرنگار محجبه که با پوشش چادر دربرنامه حضور یافته بود با حالتی بغض آلود در واکنش به لحن وزیر کشور تصریح کرد: در شرایط کاری خبرنگاران، حضور در ازدحام جمعیت موضوعی عادی است. بنده اکنون در حال انجام وظیفه هستم و شما برای من مانند برادر بزرگتر هستید ضمن اینکه قصد من انجام وظیفه حرفه‌ای است نه نادیده گرفتن حدود شرعی . وزیر کشور دوباره تذکر خود مبنی بر حفظ حریم شرعی را تکرار کرد و گفت: بنده هم نمی‌توانم از حدود شرع خارج شوم.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

پیش از ظهر امروز بود كه مهران كرمی در تحریریه خبر داد از طرف دولت با روزنامه تماس گرفته و اطلاع داده‌اند سهم تحریریه كارگزاران از هدیه نقدی به خبرنگاران كه احمدی‌نژاد چندی پیش وعده آن را داده بود، تنها ده نفر است. این درحالیست كه پس از درخواست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از مطبوعات، نام حدود 30 نفر از بچه‌های كارگزاران به واحد دولتی مربوطه ارائه شده بود تا پس از طی مراحل لازم، هدیه آنها پرداخت شود.

از وضعیت تحریریه دیگر روزنامه‌های اصلاح‌طلب در این موضوع خاص خبری ندارم اما فكر می‌كنم آنها هم مورد مهرورزی از نوع اصولگرایانه و دولت نهمی قرار گرفته باشند. اما تا آنجایی كه اطلاع دارم رسانه‌های دولتی و حامی دولت مانند صداوسیما، فارس، باشگاه خبرنگاران جوان، كیهان و .... این هدیه را تمام و كمال دریافت كرده‌اند.

گزارش كارگزاران

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

دولتی كه رئیس‌ آن، قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد را كاغذ پاره می‌داند، باید چه جایی در این شورا داشته باشد؟؟!

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

چندان علاقه‌ای به نوشتن درباره موضوعی كه همگان درباره آن می‌نویسند ندارم اما پاسخ تاسف‌برانگیز و چندش‌آور محمدحسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اصولگرای نهم به پرسش خبرنگار برنامه نگاه یك تلویزیون، وادارم كرد كه روال معمولم را كنار بگذارم و از گلشیفته فراهانی بنویسم.

بنویسم كه آیا آنگونه كه یار غار حسین شریعتمداری در كیهان گفت، گلشیفته باید زیرپا گذارده و له شود یا اینكه گرامی داشتن او وظیفه‌ای ملی است؟ آیا بازی در هالیوود چنان گناه كبیره‌ای است كه به خاطر آن باید با نماینده شایسته نسل جوان ایران، با چنین ادبیات اصولگرایانه‌ای سخن گفت یا مشكل از جای دیگریست؟

جواد روح پیش از این پرسشی جدی را طرح كرده بود با این مضمون كه نمایشگر چهره واقعی ایران در جامعه جهانی گلشیفته است یا احمدی‌نژاد؟ به نظر من پاسخ به این پرسش، نسبت مستقیمی با زاویه نگاه مخاطب به موضوع دارد.

بی‌شك برای آنهایی كه سخنرانی رئیس جمهور محبوب خود در سازمان ملل یا اهانت‌هایی كه در دانشگاه كلمبیا به او صورت گرفت را تحسین می‌كنند، چنین اتفاقاتی نشانه عزت ایرانیان در جهان است و آنچه گلشیفته و گلشیفته‌ها می‌كنند، قبیح و شایسته تكفیر اما كیست كه نداند در فرهنگ و مرام ریاكارانه و سالوسانه آقایان، همین گلشیفته اگر به موجودی غیر از آنچه هست تبدیل می‌شد و با حجاب مورد پسند آنها به دوربین‌ها لبخند می‌زد، نه تنها مشكلی به وجود نمی‌آمد كه هزاران پیام احسنت و مرحبا به سویش روانه می‌شد.

اما به هر كدام اینها كه اعتقاد داشته باشیم، یك مسئله كاملا در نزد من روشن است: جای گلشیفته نه در زیر پاها كه بر روی سرها و حتی بر فراز ابرهاست. این عزت و احترام را صفار هرندی و برادر حسین به او عطا نكرده‌اند كه حالا قصد پس گرفتنش را كرده باشند. گلشیفته امروز فریاد آزادی چند نسل است، نسل‌هایی كه آزادی و عزتشان توسط همین آقایان مصادره شد. او عزیز است و شایسته عزت و احترام؛ حتی اگر كیهان نشینان و دیگر كاسبان بازار دین از این احساس نفرت داشته باشند....

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

ترانه فریادت می‌زند؛ به خویشتن رجعت می‌كنی با فریاد سیاوش: و گهگاهی دو خط شعری كه گویای همه چیز است و خود ناچیز... 

 

وای بر من گر تو آن گم کرده‌ام باشی

كه بس دور است بین ما، که این سو

پیرمردی با سپیدی‌های مو

و هزاران بار مردن، رنج بردن

با خمی در قامت از این راه دشوار

که این سو دست‌ها خشکیده

دل مرده

به ظاهر خنده‌ای بر لب

و گاهی

حرف‌های پیچ در پیچ، و هم هیچ

و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است

و خود ناچیز

وای بر من گر تو آن گم کرده‌ام باشی

که بس دور است بین ما

که آن سو که آن سو، نازنینی غنچه شاداب

و صدها آرزو بر دل

دلی گهواره عشقی

که چندی بیش نیست شاید

و از بازیچه بودن سخت بیزار است

وای بر من گر تو آن گم کرده‌ام باشی

كه بس دور است بین ما

و عاشق گشتن

و عاشق نمودن

سخت دشوار است

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

مهندس محمدعلی سعدایی، نماینده جهرم در مجلس ششم و عضو شورای مركزی جبهه مشاركت ایران اسلامی به جوار رحمت ایزدی پیوست. خبر داغت می‌كند. گل‌های زیبا و معطر مجلس تاریخی ششم گلچین می‌شوند و با چیده شدنشان دردی را در وجودت می‌نهند كه هرگز فراموشت نمی شود؛ مگر توانستی داغ احمد بورقانی و پیش از او مهران قاسمی عزیز را فراموش كنی....

مرحوم سعدایی از آن انسان‌هایی بود كه در ایستادگی بر سر اصول و آرمان‌های خود با بی‌نظیر بود. این خصلت كم‌نظیر به همراه روح بلند، اخلاص عمیق، صداقت ناب، روحیه آرام و بی‌حاشیه و اخلاق خوش، او را به یكی از افراد فوق‌العاده قابل احترام در نزدم تبدیل كرده بود. فردی كه مانند تمام مشابهان كم‌تعداد خود، هنگامی كه می‌روند جای خالیشان نمایان می‌شود و در داغشان می‌سوزی.

خاطرم هست آنگاه كه اقتدارگرایان، آسوده خیال از تشكیل مجلس فرمایشی هفتم، مجلس ششم و نمایندگان قهرمان آن را به انواع و اقسام اتهامات ناجوانمردانه و غیراخلاقی می‌نواختند، این مرحوم با من تماس گرفت و گفت كه قصد دارد در دفاع از مجلس ششم و همكاران خود مصاحبه‌ای انجام دهد. با دردمندی گفت كه پیش از آن با چند خبرگزاری دیگر هم تماس گرفته اما آنها حاضر نشده‌اند كه در این رابطه با او گفت‌وگو كنند.

اما من به علت آنكه از بیماری حاد قلبی ایشان (بیماری‌ای كه طی آن، این مرحوم حتی از مطالعه روزنامه هم اكیدا منع شده بود) اطلاع داشتم و می‌دانستم كه چنین اظهارنظرهایی تا چه اندازه برای سلامتیش مضر است، تلاش كردم تا او را از این مسئله منصرف كنم. مؤكدا درخواست كردم كه شخصا در این خصوص اظهارنظر نكرده و این وظیفه را به دیگر نمایندگان همفكر خود در آن مجلس واگذار كند. با این وجود، خواهش‌های فراوان من در مهندس سعدایی اثر نكرد و ایشان با اصرار خواستار انجام گفت‌وگو بود.

آن گفت‌وگو را كه آینه‌ای تمام نما از روح آزاده و سرشت نیكوی آن مرحوم است می‌توانید اینجا بخوانید. هرگز فراموش نمی‌كنم كه وقتی مصاحبه پایان یافت به من گفت: حالا از عذاب آزار دهنده سكوت مصلحت اندیشانه راحت شدم. و من ماندم و حیرتی بی‌پایان از شرح صدر این انسان بی‌نظیر...

حافظه تاریخی آزادی‌خواهان ایران، هرگز خاطرات مبارزات و مجاهدت‌های این انسان شریف را فراموش نخواهد كرد و تاریخ همواره از او به نیكی و بزرگی یاد می‌كند. مرحوم محمدعلی سعدایی از آن دست انسان‌هایی بود كه در فضای ناپاك سیاست در ایران تا لحظه آخر پاك زیست و در انتها هم پاك رفت. روحش شاد و قرین رحمت الهی...

پ.ن: مراسم تشییع جنازه مرحوم سعدایی، ساعت ۱۰.۳۰ روز پنجشنبه از مقابل منزل ایشان واقع در خيابان پاسداران خيابان شهيد عراقی خيابان فرهنگستان 3 پلاك 10

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

دولت اصولگرای نهم كه اراده خود برای مبارزه با جعل، دروغ و نیرنگ را با بركنار نكردن كردان اثبات كرد، می‌ماند مجلس هشتم كه گویا برای استیضاح وزیر كشور احمدی‌نژاد جدی است. اما شخصا امیدوارم این طرح در مجلس اصولگرا هم به سرانجام نرسد و كردان وزیر باقی بماند. چه شود....

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

مدیر عامل شركت ساماندهی صنایع و مشاغل شهرداری تهران با بیان اینكه قرار است با انجمن حمایت از حیوانات صحبت و گربه‌ها را عقیم كنیم، گفت: به زودی این طرح به صورت پایلوت در مناطق 7 و 11 شهرداری اجرایی می‌شود.

به گزارش فارس، محمدحسن امراللهی در نشست خبری در خصوص گربه‌ها گفت: برای جمع آوری آنها باید حتماً گربه‌ها را زنده‌گیری كنیم.

وی درعین‌حال توضیحی درباره دلایل اجرای این طرح و عقیم كردن گربه‌های مادر مرده پایتخت نداد.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

روزنامه كیهان در یك خبر ویژه، با تقطیع و تحریف یادداشت اخبار موثق دكتر نوری‌زاده، آن را مطلبی در راستای تقدیر و ستایش از عامل موساد و صدای آمریكا! بیان كرد.

متن خبر ویژه كیهان

خاطرم هست چند وقت پیش كه یادداشتی با نام مستعار در یكی از رسانه‌ها منتشر و محتوای آن به مذاق برادر حسین خوش نیامده بود، كیهان نشینان با سرهم كردن زمین و آسمان، نویسنده آن را كه اساسا وجود خارجی نداشت، عضو تندرو و لاییك یكی از گروه‌های سلطنت طلب كه سال‌هاست به انتشار اخبار متعدد علیه جمهوری اسلامی می‌پردازد، معرفی كردند!

كنتور كه نداره....

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

این مطلب به عنوان سرمقاله سایت یاری منتشر شده است:

چند شب پیش، برنامه دو روز اول تلویزیون فارسی صدای آمریكا (VOA) به روال معمول میزبان دكتر علیرضا نوری‌زاده بود. آنهایی كه مصاحبه‌های تلویزیونی آقای نوری‌زاده به خصوص در VOA را دنبال می‌كنند به خوبی می‌دانند كه این برنامه‌ها غالبا با موضوعی اصلی (به عنوان مثال بحران لبنان یا انتخابات ریاست جمهوری آمریكا) آغاز شده اما پس از گذشت تنها چند دقیقه، میهمان برنامه (نوری‌زاده) با تبحر موضوع را به سمت مسائل مربوط به ایران و نظام سیاسی آن می‌برد.

از اینجاست كه چهره آشنای دكتر نوری‌زاده برای بینندگان پدیدار می‌شود؛ روزنامه‌نگاری كه خوب فكر می‌كند، بهتر از آن سخن می‌گوید و در پایان به بهترین شكل ممكن بر ذهن مخاطب تاثیر می‌گذارد. اما اینها تمام ابزاری نیست كه باعث ماندگاری او در صحنه پرآشوب و حاشیه رسانه‌های اپوزسیون شده است.

بی‌گمان یكی از نقاط قوت نوری‌زاده در مباحث خود كه به علت محیرالعقولی بعضا باعث میخكوب شدن مخاطبان می‌شود، اخبار متعددی است كه این روزنامه نگار ساكن انگستان از سری‌ترین و لایه لایه‌ترین محافل امنیتی جمهوری اسلامی رپرتاژ می‌كند. نوری‌زاده چنان با حرارت و قاطعیت اخبار فوق محرمانه نهادهای فوق حساس جمهوری اسلامی (مانند بیت رهبری) را روایت می‌كند كه گویی خود شاهد بی‌پرده و مستقیم آنها بوده است. او درعین‌حال كه تاكید می‌كند این اخبار موثق را از منابع كاملا قابل اطمینان دریافت می‌كند اما قدرت بیان فوق‌العاده‌اش باعث می‌شود تا بیننده یا شنونده سخنان او اساسا فكر آنكه این اخبار توسط شخصی غیر از خود نوری‌زاده مخابره می‌شود را به مخیله راه ندهد و ذره‌ای هم در صحت آنها تردید نكند.

آخرین نمونه از این دست اخبار موثق بیان شده توسط ایشان نیز به برنامه‌ای برمی‌گردد كه در بالا اشاره شد. در این گفت‌وگوی زنده تلویزیونی، هنگامی كه مجری (بیژن فرهودی) از نوری‌زاده درباره تیتر اول روزنامه كارگزاران در یكشنبه گذشته كه درباره دو شرط خاتمی برای نامزدی در انتخابات بود، سوال كرد، با یكی دیگر از آن دست اخبار موثق ایشان مواجه شد. آقای نوری‌زاده در پاسخ به این پرسش گفت: بنده خبر موثق دارم كه نظر شخصی آقای خامنه‌ای این است كه اگر آقای مك‌كین در انتخابات آینده آمریكا برنده شود، دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد برای چهار سال دیگر تمدید شود اما اگر آقای اوباما برنده انتخابات بود، این آقای ولایتی است كه توسط رهبر جمهوری اسلامی برای رسیده به مقام ریاست جمهوری حمایت می‌شود. (نقل به مضمون)

در عجیب بودن این خبر، همین بس كه حتی مجری تلویزیون صدای آمریكا را وادار ساخت تا قطعیت آن را مجددا از آقای نوری‌زاده بپرسد و ایشان نیز در پاسخ با قاطعیت بیشتری تاكید كند: این خبر كاملا موثق است!

اما آیا واقعا اینگونه است؟ آیا تمام اخبار فوق محرمانه نهادهای حساس نظام به این آسانی به دكتر نوری‌زاده منتقل می‌شود تا ایشان آنها را به تمام جهان مخابره كند؟ آیا صحت‌وسقم همه خبرهای بیان شده توسط ایشان تا اندازه‌ای كه خود ادعا می‌كند، محل اطمینان است؟

آنهایی كه شناختی هرچند اندك از علم ارتباطات و رابطه آن با نظام‌های سیاسی دارند، به خوبی می‌دانند كه در سیستم‌های حكومتی غیردموكراتیك كه گردش آزاد اطلاعات در آنها با محدودیت مواجه است، به علت ساختار خاص قدرت، چه حساسیتی بر روی حفظ اخبار محرمانه و فوق محرمانه وجود دارد. این حساسیت البته به موازات بالارفتن سطح مقامات و سازمان‌های تولیدكننده یا دارنده آن، افزایش نیز می‌یابد.

بیت رهبری جمهوری اسلامی، بی‌گمان حساس‌ترین و پیچیده‌ترین نهاد از این دست در نظام سیاسی ایران است. مكانی كه به جز اخبار رسمی منتشره از آن، می‌توان ادعا كرد كه تقریبا هیچ خبر موثق دیگری از آن در محافل سیاسی یا رسانه‌ای موجود نیست. در اینجا كاری به درستی یا نادرستی این مسئله و انطباق آن با گردش آزاد اطلاعات در جوامع دموكراتیك ندارم اما نكته اصلی این است كه اگر قرار بود اخبار فوق محرمانه چنین نهادی به همین آسانی در اختیار شخصی مانند دكتر نوری‌زاده قرار بگیرد، آیا اساسا می‌توان توجیهی برای بقای جمهوری اسلامی طی تمام سال‌های اخیر داشت؟

اگر آقای نوری‌زاده به راستی چنین منبع یا منابع موثقی را در اختیار دارد كه اخباری به اهمیت و حساسیت خبر فوق‌الذكر را به او منتقل می‌كند، پس لابد دیگر اخبار مهم و فوق محرمانه این نهاد و دیگر سازمان‌های كلیدی نظام را هم در دست دارد؛ اگر اینگونه باشد با توجه به شناختی كه از ایشان وجود دارد، بیان نشدن این اخبار تاكنون توسط آقای نوری‌زاده جای تعجب دارد!

به راستی اگر سیستم امنیتی حساس‌ترین نهاد جمهوری اسلامی تا این حد ولنگ‌وباز بود، موجودیت كنونی نظام یك نوع امر محال نبود؟

به نظر می‌آید آنچه باعث توجه مخاطبان به این دست اخبار می‌شود ممانعت از گردش آزاد اطلاعات در كشور باشد كه به درستی توسط اصلاح‌طلبان شناسایی و برای رفع آن نیز تلاش‌های زیادی در دوران اصلاحات انجام شد. اما افسوس كه مانع‌تراشی اقتدارگرایان از نهادینه شدن آزادی خبر و بیان در كشور، تنها راه را برای انتشار اخبار موثق باز كرد.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

استفاده از عكس و تصویر در پست‌های وبلاگی، امری مرسوم است. اما شخصا تاكنون به چند علت چندان توجهی به این امكان و شاید درستتر بگویم ضرورت وبلاگ‌نویسی نداشته‌ام.

دلیل اول این است كه اغلب مطالب بوی خاك دارای مضامین سیاسی و شخصی بوده و بالتبع استفاده از عكس مناسب كه كاملا یا تا حدود زیادی مناسب مضمون آنها باشد، چندان مقدور نبوده است.

دومین دلیل، خود بلاگفا است كه در مقایسه با دیگر سرویس‌دهنده‌های وبلاگی خارجی یا حتی داخلی، امكان زیادی برای مدیریت مطلوب تصویر و عكس چه از نظر قالب و چه از نظر شكل برای كاربر فراهم نمی‌سازد.

دلیل دیگر،‌ بالا رفتن فوق‌العاده حجم صفحات وبلاگ در صورت درج تصویر در آنهاست كه آپلود كردن صفحات را به خصوص برای كاربرانی كه از اینترنت Dial-up استفاده می‌كنند، دشوار می‌سازد.

دلیل آخر هم مسئله شكلی و زیبایی وبلاگ است كه استفاده زیاد از عكس در آن باعث بدتركیبی صفحات و نامرتبی آنها می‌شود.

این دلایل عمده‌ترین دلایلی هستند كه تاكنون باعث شده بودند درج تصویر در بوی خاك به حداقل ممكن برسد اما واقعیت این است كه استفاده از تصویر و عكس، جذابیت‌هایی دارد كه به هیچ عنوان نمی‌توان از كنار آن به راحتی گذشت. بنابراین تصمیم گرفتم تا با بهره‌گیری حداكثری از امكانات موجود در بلاگفا، راهی را پیدا كنم كه هم شكل و تركیب صفحات، وزانت خود را حفظ كنند و هم از امكان درج تصویر و عكس محروم نباشم.

كم‌دردسرترین و آسان‌ترین راه برای من در اینجا، درج تصویر مربوط به هر پست در گوشه سمت چپ و در قسمت بالای توضیحات وبلاگ است كه چند روزیست شاهد آن هستید. این روش محاسن زیادی دارد از جمله اینكه شكل و زیبایی صفحات را به هم نمی‌ریزد، تغییرات در آن به راحتی امكان پذیر است، بارگذاری وبلاگ را با مشكل چندانی مواجه نمی كند و....

البته یك اشكال نه چندان مهم هم دارد و آن این است كه به محض انتشار پست جدید،‌ عكس مربوط به پست قبلی حذف می‌شود كه با توجه به مزایای آن تصور نمی‌كنم ایراد خیلی بزرگی باشد.

تا آنجایی كه شخصا در وبلاگستان مشاهده كرده‌ام، این ایده ابتكاری تاكنون در هیچ وبلاگی مورد استفاده قرار نگرفته و برای نخستین بار است كه از تصویر توضیحات وبلاگ به عنوان عكس مطلب استفاده می شود. بنابراین مایل هستم تا دوستان و خوانندگان عزیز بوی خاك، نظرات مفید همیشگی خود را درباره این روش (كه البته به نظر خودم كاملا مناسب است) ارائه دهند تا در تصمیم‌گیری نهایی دخیل كنم.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

به بازیچه گرفتن شعور،‌ فهم و آگاهی مردم در این مملكت به یك امر كاملا طبیعی تبدیل شده است. شخصا روزی را به خاطر ندارم كه در زیر آسمان این كشور به شب رسانده باشم و احساس احمق فرض شدن توسط دستگاه‌های رسمی و حكومتی را با خود به رختخواب نبرده باشم.

در این میان آنچه گهگاه تنوعی در این روند روزانه ایجاد می‌كند تنها حدت و شدت این حماقت است كه بسته به نوع شخص یا سازمانی كه آن را به من تحمیل می‌كند، از درصد متفاوتی برخوردار است. به عنوان مثال وقتی جنتی در خطبه‌های نماز جمعه تهران از آنهایی كه حقشان را ضایع كرده، حلالیت می‌طلبد، درصد حماقتی كه احساس می‌كنم به من تحمیل می‌شود با زمانی كه احمدی‌نژاد ایران را آزادترین كشور جهان می‌خواند، فرق می‌كند یا هنگامی كه از دولت نهم به عنوان دولتی كه با زنده كردن ارزش‌ها و گفتمان انقلاب اسلامی، قرار است ایران را به قله پیشرفت و تعالی برساند یاد می شود، مقداری از حماقت را در نزد خود می‌یابم كه با احساس حماقت ناشی از گوش دادن به سخنرانی فلان خطیب در تلویزیون یا رادیو، متفاوت است.

اما به جرات اعتراف می‌كنم كه در چند وقت اخیر (حداقل یك سال) هرگز و تحت هیچ شرایطی خودم را تا آن حد كه سریال روز حسرت سعی در القای آن داشت، احمق نیافته بودم. فوق‌العاده خوشحالم كه به جز قسمت آخر، فرصت و توفیق مشاهده این سریال را نداشتم تا بیشتر از این پی به شعور خودم شك كنم.

از مسئولان صداوسیما كه انتظاری نیست زیرا رسالت رسانه ملی مدت‌هاست كه تحمیق عمومی تعریف شده اما برای سازندگان و تهیه كنندگان این مجموعه كه اگر سابقه كار قابل دفاعی ندارند لااقل چنین لكه ننگی هم در كارنامه‌شان نیست، واقعا متاسفم. در هر صورت برای هر كاری تنوع لازم است حتی اگر آن كار، تحمیل حماقت و جهل باشد.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

دیدار صدها نفر از دانشجویان دانشگاهها

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

Shooting Dogs را برای چندمین بار دیدم اما مثل دفعه اولی كه پایش نشستم، گریستم. دیدن Shooting Dogs بهترین راه برای نفرت پیدا كردن از احساس انسانیت است؛ از اینكه نامت انسان باشد و در گوشه‌ای از این كره خاكی زندگی كنی ولی تنها چند خط آن طرفتر در نقشه‌،‌ ارزش انسانیت اینگونه بی‌معنا باشد.

شرح درد و رنج جاری در لحظه لحظه این فیلم، از توانم خارج است اما مشاهده Shooting Dogs و دانستن اینكه در سال 1994 در روآندا زندگی نمی‌كردید، به شما این توان را می‌دهد كه از زندگی كنونی خود اوج رضایت را داشته باشید حتی اگر با تمام وجود، حسرت زندگی مردم سوئیس،‌ كانادا، نروژ و مانند آنها در سال 2008 را بخورید!

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

این نامه در سایت روزآنلاین منتشر شده است:

 

جناب آقای شیخ مهدی كروبی

با عرض سلام و احترام

حضرتعالی به عنوان شخصی متبحر در نگارش نامه‌های سرگشاده به شخصیت‌های مختلف، نیك واقف هستید كه این قبیل نامه‌ها غالبا از مقدمه‌ای خاص و مرتبط با موضوع اصلی بهره می‌برند اما به علت آنكه شما را فردی صریح‌اللهجه می‌دانم، اجازه می‌خواهم مانند خودتان صریح و بدون اطاله كلام، به اصل موضوع بپردازم. 

لازم می‌دانم تاكید ‌كنم كه شخصا نامزدی در انتخابات آینده ریاست جمهوری و هر انتخابات دیگری را حق مسلم حضرتعالی دانسته و عمل آن دسته از افراد و گروه‌هایی را كه به بهانه‌ها و طرق مختلف، این حق بدیهی را از شما دریغ می‌نمایند، صحیح نمی‌دانم. با این وجود بنده در زمره اشخاصی قرار دارم كه اگرچه ریاست جمهوری شما بر ایران عزیز را دارای محاسن و آثار مبارك مقتضی می‌دانم ولی درعین حال تحقق آن را برای حركت تاریخی جامعه ایران به سوی آزادی،‌ دموكراسی و حكومت قانونی كه تامین كننده حقوق حقه ملت ایران باشد، مضر قلمداد می‌كنم.

اما از آنجا كه انتقادات بنده به حضرتعالی انتقاداتی از جنس سیاست است و شما به عنوان پیر دیر این طریق به خوبی آگاهید كه عمری طی طریق اشتباه در این عرصه را می‌توان با تنها یك سخنرانی صادقانه جبران كرد و به علت آنكه حضرتعالی و حزب منسوب به شما به‌هرحال خود را در زمره جریان اصلاح‌طلبی ایران می‌دانید، شروط خود را برای حمایت از آن جناب در انتخابات آینده ریاست جمهوری به این ترتیب اعلام می‌كنم:

1 ) عذرخواهی صریح، شفاف و صادقانه شما و نزدیكانتان از آن دسته نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم و موكلان آنها كه طی سال‌های اخیر همواره آنها را به اتهام تندروی موآخذه كرده‌اید و پذیرش این مسئله كه این كندروی شما در دوران اصلاحات و به خصوص در نقش ریاست مجلس ششم بود كه جریان اصلاح‌طلبی را به روزگار كنونی دچار كرد نه تندروی نمایندگان مجلس ششم.

2 ) اعتراف روشن و صریح به این حقیقت تاریخی كه همان اشخاصی كه جنابعالی اكنون آنها را به رادیكالیسم و ساختارشكنی متهم می‌كنید، مانع حذف شما از لیست اصلاح‌طلبان برای شركت در انتخابات مجلس ششم شدند و پس از آن نیز همان نمایندگان مجلس ششم كه در سالیان اخیر بارها و بارها از جانب شما مورد عتاب قرار گرفته‌اند، بودند كه با آرای خود صندلی ریاست پارلمان را به شما ارزانی داشتند.

3 ) اعلام رسمی اشتباه خود در ابداع و وارد كردن واژه حكم حكومتی به ادبیات سیاسی كشور.

4 ) پذیرش علنی این واقعیت تاریخی كه شما نیز به عنوان رئیس چهار ساله مجلس ششم در تحولات مربوط به آن دارای نقشی اساسی بودید و انكار آن در شرایط كنونی غیراخلاقی است.

5 ) صدور دستور اكید از جانب شما به نزدیكان،‌ اطرافیان و اعضای حزب تحت ریاست خود برای پایان بخشیدن سریع به هرگونه اظهارنظر منفی و تخریبی علیه دیگر احزاب و چهره‌های اصلاح‌طلب كه متاسفانه شمار آنها در سال‌های اخیر از حد خارج بوده و همواره خوراك مناسبی را برای سوءاستفاده رسانه‌های اقتدارگرا فراهم آورده است.

6 ) ارائه تضمین‌ علنی و رسمی برای استفاده از تمام پتانسیل‌های مجموعه اصلاح‌طلبان و به خصوص طیف پیشروی این جریان در تركیب دولت در صورت پیروزی در انتخابات.

7 ) ارائه تضمین اخلاقی كه طبق آن متعهد شوید از تبحر خود در زمینه لابی‌گری یا آنگونه كه خود می‌گویید تعامل و رایزنی با نهادهای قدرت تنها با هدف پیش بردن اهداف و برنامه‌های جنبش اصیل اصلاح‌طلبی ایران مانند دموكراسی، رعایت حقوق بشر و آزادی بیان و نقد و.... استفاده می‌كنید.

تاكید می‌كنم كه در صورت محقق شدن مجموعه این شروط توسط حضرتعالی، لحظه‌ای در حمایت قاطعانه از شما در انتخابات آینده ریاست جمهوری تردید نمی‌كنم و تمام توان خود را برای جلب رضایت دیگران به این مهم مصروف می‌دارم. ناگفته پیداست همانگونه كه خود به خوبی آگاهید، پیروزی جنابعالی در این عرصه تنها با حمایت همان اصلاح‌طلبانی میسر است كه از جانب شما و نزدیكانتان به تندروی و ساختارشكنی متهم هستند.

همانگونه كه در مقطع قبل از انتخابات مجلس هشتم در دانشگاه تهران خدمتتان عرض كردم، بنده جنابعالی را شخصیتی با سعه صدر و انتقادپذیر می‌دانم و به همین سبب امیدوارم این سطور موجبات رنجش و آزردگی خاطر شما را فراهم نیاورد.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

تیم ب فوتسال جوانان مشاركت در عین شایستگی از رقابت‌های فوتسال جوانان احزاب حذف شد. در ادامه اولین دوره مسابقات فوتسال جوانان احزاب، تیم فوتسال ب مشاركت كه در بازی نخست خود مقابل تیم فوتسال الف كارگزاران سازندگی با نتیجه تساوی 2 – 2 متوقف شده بود، در برابر تیم فوتسال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با نتیجه 3 – 5 شكست خورد و نتوانست از گروه اول مقدماتی صعود كند.

تیم فوتسال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بازی نخست خود با نتیجه 1 – 11 مقابل تیم الف كارگزاران شكست خورده بود. به این ترتیب، تیم‌های فوتسال الف كارگزاران با 4 امتیاز و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با 3 امتیاز به دور بعدی مسابقات صعود كردند و تیم فوتسال ب جبهه مشاركت در عین شایستگی از ادامه مسابقات بازماند.

بنده در نیمه اول این مسابقه یك بار با ضربه سر، تیرك دروازه رقیب را به لرزه درآوردم اما موفق به گلزنی نشدم. ضمن اینكه تیم سازمان مجاهدین با اضافه كردن دو یار جدید به تركیب خود، نمایش كاملا متفاوتی نسبت به بازی اول از خود ارائه داد و شایسته پیروزی بود. اما واقعیت این است كه بضاعت تیم ما همین بود و بچه‌ها هم با تمام توان خود زحمت كشیدند.

این پیروزی و صعود تیم فوتسال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به دور بعدی بازی‌ها را به تمام دوستان خوبم در این تیم و به خصوص علی آقای باقری، سرپرست آن از صمیم قلب تبریك می‌گویم و امیدوارم در هر بازی نسبت به قبل پیشرفت كنند. همچنین، تیم فوتسال الف مشاركت كماكان در بازی‌ها حضور دارد و یكی از شانس‌های مسلم قهرمانی است.

لازم می‌دانم كه به بچه‌های تیم خودمان هم یك خسته نباشید جانانه بگویم و اذعان كنم كه به بازی در كنار آنها افتخار می‌كنم.

پ.ن: این چند شبه كه درگیر مسابقات فوتسال بودم، تازه متوجه شدم كه چه بلایی بر سر بدن من آمده! فی‌الواقع این مسابقات بهترین تلنگر برای من بود كه از افت شدید جسمانی و فیزیكی خودم آگاه شوم و به فكر چاره‌ای برای آن باشم. اگرچه من هرگز یك فوتبالیست سالنی نبودم و همواره بر روی چمن بازی كرده‌ام اما این مسئله در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمی‌كند. لزوم یك فكر اساسی در این خصوص به شدت احساس می‌شود.

حاشیه‌ها:

فراوان بود اما گویا حاشیه نویسی هنوز جای خود را در میان نیروهای سیاسی – ورزشی باز نكرده لذا از نوشتن آنها معذورم.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

بازی افتتاحیه مسابقات فوتسال جوانان احزاب

مسابقه تیم‌های فوتسال جوانان احزاب جبهه مشاركت و كارگزاران سازندگی با نتیجه مساوی 2 – 2 به پایان رسید. در مسابقه افتتاحیه اولین دوره بازی‌های فوتسال جوانان احزاب، تیم فوتسال جوانان مشاركت در برابر جوانان كارگزاران به تساوی دست یافت.

در این مسابقه محمدرضا یزدان‌پناه و هادی حیدری برای تیم فوتسال مشاركت و دو بازیكن كارگزاران كه متاسفانه نامشان را فراموش كردم، برای این تیم گلزنی كردند. در این بازی ابتدا تیم فوتسال كارگزاران بدون توجه به بازی جوانمردانه (Fair Play) و درحالیكه یكی از بازیكنان تیم مشاركت (اسماعیل صحابه) برای بستن بند كفش خود به بیرون از زمین رفته بود، به گل رسید. تلاش بنده در این صحنه برای ممانعت از به ثمر رسیدن گل حریف بی‌فایده بود تا نیمه اول با همین تك گل به نفع كارگزاران به پایان برسد.

اما در نیمه دوم كه به نیمه مربیان معروف است، ورق بازی به سود تیم بی‌مربی مشاركت برگشت. در این نیمه بنده كه به عنوان بازیكن تعویضی وارد زمین شده بودم، موفق شدم با یك فرار سریع از منطقه چپ دفاع حریف و درحالیكه مدافع كارگزاران تلاش داشت تا به هر وسیله‌ای مانع حركتم شود، توپ را وارد دروازه این تیم كنم تا هم بازی مساوی شود و هم به قولی كه پیش از ورود به زمین به شهاب طباطبایی داده بودم، عمل كنم.

اما تنها چند دقیقه بعد، تیم كارگزاران صاحب یك ضربه كرنر شد كه این ضربه با اصابت به بدن یكی از بازیكنان مشاركت به صورت اتفاقی وارد دروازه شد تا كارگزاران یكبار دیگر پیش بیفتد. از آن پس بود كه فشار بی‌امان مشاركت بر دروازه حریف آغاز شد اما بازیكنان این تیم (از جمله خود من) با بی‌دقتی فرصت‌ها را یكی پس از دیگری از دست دادند. در شرایطی كه بازیكنان دو تیم و تماشاگران منتظر سوت پایان مسابقه بودند، هادی حیدری ثابت كرد كه حتی در میان جوانان هم دود از كنده بلند می‌شود. كاپیتان تیم فوتسال جوانان مشاركت موفق شد تا در واپسین لحظه‌های بازی با یك ضربه قیچی برگردان زیبا نتیجه را به تساوی بكشاند تا هر دو تیم در پایان تنها به یك امتیاز بسنده كنند.

درست است كه این بازی با نتیجه مساوی 2 – 2 به پایان رسید اما تیم فوتسال كارگزاران از نظر قدرت بدنی یك سروگردن از مشاركت بالاتر بود هرچند كه بازیكنان مشاركت با تكنیك ناب خود و به خصوص غیرت بالایشان نبض بازی را در اختیار داشتند. درعین‌حال نباید از بازی فوق‌العاده خشن تیم فوتسال كارگزاران كه باعث مصدومیت چند بازیكن مشاركت شد به راحتی گذشت.

تمام بازیكنان مشاركت در این مسابقه بازی خوبی را به نمایش گذاشتند به جز من كه بی‌تعارف ضعیف‌ترین بازیكن تیم بودم. بنده این روزها هیچ شباهتی به آن فوتبالیستی كه هفت كیلومتر را یك نفس می‌دوید ندارم و دوری چند ساله از ورزش در كنار افزایش وزن و سن، تاثیر منفی فوق‌العاده‌ای بر كیفیت بازی من گذاشته است. با این حال امیدوارم كه بتوانم در بازی‌های بعدی جواب اعتماد همبازیانم را بدهم و بازی بهتری را به نمایش بگذارم.

حاشیه‌ها:

امید محدث در تخریب روحیه بازیكنان خودی سنگ تمام گذاشت.

سعید نورمحمدی كاملا مغرضانه تیم را كوچ می‌كرد.

یك لیوان آب آشامیدنی تو سالن بازی‌ها پیدا نمی‌شد.

اسپانسر تیم فوتسال مشاركت،‌ مجله آیین بود.

شهاب طباطبایی یه شام ناقابل به بچه‌ها نداد و همه با شكم گرسنه به خونه برگشتیم.

طرفداران مشاركت ثابت كردند كه در تماشاگرنمایی روی تمام تیم‌های لیگ برتر را كم كرده‌اند.

مهندس كاشفی كه تنها سهمیه بالای 30 سال تیم فوتسال مشاركت است، در این بازی غایب بود.

جوانان مشاركت با دو تیم در این بازی‌ها حاضر شده‌اند.

بازی بعدی ما:

با تیم فوتسال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی جمعه 5 مهر، ساعت 20 به آدرس: میدان سپاه، ابتدای خیابان باباخانلو، سالن ورزشی ساعی

مرتبط:

لینك گزارش در یاری

دیپلماسی افطار و فوتسال

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  | 

 

شبكه اول سیما دیشب ناپرهیزی كرده بود و با مقداری تاخیر سخنرانی سیدمحمد خاتمی در حرم آیت‌الله خمینی را پخش كرد. من هم كه دچار بی‌خوابی مفرط شده بودم، به صورت اتفاقی متوجه این اقدام نامتداول صداوسیما شدم. پخش اجباری سخنرانی رئیس جمهور پیشین در صداوسیما، نانیست كه سیدحسن خمینی سالی یكبار در دامن رسانه مثلا ملی می‌گذارد. درواقع به علت آنكه تلویزیون در سال‌های اخیر سخنرانی علی‌اكبر ناطق نوری در شب نوزدهم ماه رمضان را پخش می‌كند، چاره‌ای جز پخش سخنرانی سخنران دیگر كه در سال‌های اخیر خاتمی بوده، برایش نمی‌ماند.

به‌هرصورت، خاتمی دیشب در اظهارات خود با اشاره به حكومت علوی، از آزادی بیان و عقیده دفاع كرد. نقد حاكمان را حق آنها و وظیفه مردم دانست و برخورد علی با مخالفانش را یك الگو برای تمام حكومت‌ها دانست. رئیس جمهور پیشین همچنین تاكید كرد كه نمی‌توان به بهانه عدالت، سرمایه‌های كشور را بر باد داد.

خاتمی اكثر قسمت‌های سخنانش را از روی برگه‌ای كاغذ كه در دست داشت، قرائت كرد اما آنجا كه قطعه شعر نسبتا بلندی از شهریار در وصف امام اول شیعیان را از حفظ خواند، به وضوح تسلط خود به شعر و ادب فارسی را به رخ كشید. رئیس جمهور پیشین در پایان سخنانش هم به سان یك روضه‌خوان متبحر، برای ارواح گذشتگان و سلامتی زندگان دعا كرد اما جالب آنجا بود كه در این میان نام برخی مسئولان عالی نظام كه مداحان حكومتی هرگز آنها را از یاد نمی‌برند، ذكر نكرد.

متن كامل اظهارات خاتمی 

سخنرانی خاتمی در حرم آیت‌الله خمینی درحالی ایراد شد كه نزدیكان او از نرم شدنش دربرابر درخواست‌ها و دعوت‌ها برای شركت در انتخابات خبر می‌دهند. گفته می‌شود كه در روزهای اخیر به احتمال نامزدی او افزوده شده. تكذیبیه‌ای كه از طرف دفتر خاتمی به خبرگزاری فارس فرستاده شد را نیز می‌توان در همین راستا ارزیابی كرد.

تكذیبیه دفتر سیدمحمد خاتمی

مشاهده خاتمی در بالای منبر با توجه به چهره‌ای كه از او بیشتر در پشت تریبون‌ها یا محیط‌های علمی و آكادمیك دیده شده، در نوع خود تجربه جالبی بود كه از دست ما در نرفت.

 

نوشته شده توسط محمدرضا یزدان پناه    | لینک  |