هرگز، هیچ زمان، عشقی به تقدس و پاكی عشق زلیخا ندیدم...
ادامه زندگی در زندانهای لوكس سازمان ملل، تنها مكافات تكه پاره كردن نزدیك به یك میلیون زن و مرد و كودك در روآندا است.
تمام عدالت این بود...؟؟؟
هفته نامه نیم روز كه قرار بود اولین شماره سراسریش، شنبه این هفته به سردبیری محمد قوچانی منتشر شود، منتشر نشده توقیف شد!
توضیحات اكبر منتجبی عزیز درباره دلایل توقیف نیم روز
واقعیت این است كه پس از توقیف هم میهن و انتشار شهروند امروز كه قوچانی نازنین و تیم نویسندگان سیاسیش به هر دلیلی دچار دگردیسی فكری – سیاسی شدند، اختلافات راهبردی روزنامه نگارانی مانند من با این دوستان نیز آغاز شد كه به نظر می آید كماكان ادامه دارد. اصل این اختلافات هم مربوط به قرائت متفاوتی است كه از اصلاحطلبی و اصلاحات در ایران وجود دارد و بدیهی است كه دارندگان این قرائتهای متفاوت نقدهای جدی و اساسی به نظرات طرف مقابل داشته باشند.
اما شخصا قاطعانه اعتقاد دارم كه این اختلافات نمیتواند و نباید به بهانهای برای خوددرگیری میان روزنامهنگاران اصلاحطلب از نحلههای مختلف فكری بدل شود. جریان اصلاحطلبی ایران منبعث از جنبشی است كه یكی از اصلیترین اصول آن پذیرش پلورالیسم و تكثرگرایی است كه اعتقاد به آزادی بیان و عقیده، شرط لازم آن است.
تمرین نقد یكدیگر بر مبنای پذیرش شكافهای موجود میان طیفهای مختلف جریان اصلاحات، از جمله ضروریاتی است كه باید بدون نگرانی از سوءاستفادههای احتمالی رقبا، صورت بگیرد اما واكنشهایی كه برخی روزنامهنگاران و فعالان سیاسی اصلاحطلب به حمایت شهروند امروز از آقای كروبی نشان دادند، نشان داد كه تا نهادینه شدن این اصول در لایههی ذهنی ما هنوز فاصله زیادی باقی مانده.
آنچه امروز در حال وقوع است این است كه جریان اقتدارگرای حاكمیت و دولت نهم كه این جریان را نمایندگی میكند، با وقاحت هرچه تمامتر طیفی از روزنامهنگاران اصلاحطلب را نه تنها از حقوق طبیعی و اولیه خود محروم كرده بلكه به واسطه قطع تنها منبع تامین معیشت آنها، حق حیات را نیز از آنها سلب كرده است.
در چنین شرایطی است كه دفاع از حق آزادی بیان، كار و حق تامین معاش روزنامهنگارانی كه در یكی از سختترین اعصار فعالیت مطبوعاتی و سیاسی ایران، پایمردانه در این راه قدم و قلم میزنند، ضرورتی اخلاقی و انكارناپذیر است.
در روزی كه دانشگاه تهران از فرط استقبال گسترده دانشجویان از خاتمی در مرز انفجار بود، او بهترین فرصت برای اعلام نامزدیش در انتخابات آینده ریاست جمهوری را از دست داد و همچنان موضعی دوپهلو در این خصوص اتخاذ كرد. موضعی كه به وضوح تحت تاثیر بحث شاه سلطان حسینها قرار داشت.
با این وجود، استقبال بینظیر دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاهها از خاتمی كه برای حضور در سالن محل سخنرانی رئیس جمهور سابق زیر دستوپا میماندند و از شدت ازدحام و گرما به سختی نفس میكشیدند ولی به گونهای در حمایت از خاتمی فریاد سرمیدادند كه سالن چمران دانشكده فنی را به استادیوم آزادی شبیه كرده بودند، به خوبی نشان داد كه وزن برخی جریانات مدعی از نحلههای مختلف فكری و سیاسی در میان بدنه واقعی دانشجویان چقدر است.
گزارش مراسم را اینجا بخوانید.
آنهایی كه اخبار تحولات سیاسی داخلی را پیگیری میكنند، به خوبی میدانند كه عبور راست از احمدینژاد یكی از عباراتی است كه در چند ماه اخیر وارد فضای سیاسی كشورمان شده و واكنشهای بسیار گستردهای در محافل سیاسی – خبری به دنبال داشته است به گونهای كه حجم گفتوگوها، گزارشها، تحلیلها و نقدها به این مسئله از شمارش خارج شده است.
شاید جالب باشد بدانید كه عبارت عبور از احمدینژاد برای نخستین بار توسط بنده وارد عرصه رسانهای و سیاسی كشور شد و با پیگیری آن توسط اینجانب و سایر همكاران، واژه عبور از احمدینژاد به یك كلید واژه در ادبیات سیاسی ایران بدل شد تا جاییكه امروز برخی از فعالان سیاسی راست و اصولگرا، مرا به نام آقای عبور از احمدینژاد صدا میكنند.
عبور از احمدینژاد، یادگاری من برای آیندگان است...
«كشته شدن حتی یك انسان به دست پلیس در یك دموكراسی، غیرقابل پذیرش است.»
واكنش وزیر كشور یونان به قتل یك نوجوان آنارشیست توسط نیروهای دولتی
برای خاطر برخی همكاران هم كه شده، آرزو میكنم كروبی، میرحسین، نوری، قالیباف، روحانی، حسن خمینی، فائزه هاشمی، خود هاشمی و .... به صورت همزمان كاندیدای انتخابات ریاست جمهوری نشوند. (محال كه نیست)
چون اگر این اتفاق بیفتد، به احتمال زیاد بعضی روزنامه نگاران كه همزمان طرفدار تمام این افراد هستند، برای گرفتن این تصمیم كه به كدام یك از این نامزدها رای دهند، با مشكلات جدی مواجه میشوند.
وجود سیاوش قمیشی، تنها عاملی است كه باعث میشود از برخورداری از قوه شنوایی خوشحال باشم.
عمده سخنانی كه در طول شبانهروز میشنوم، جز اراجیف غیرقابل تحمل، هیچ چیز دیگری نیستند.
در روزی كه «غلامحسین كرباسچی» دبیركل حزب كارگزاران سازندگی، با اشاره به دیدار اخیر برخی اعضای جامعه روحانیت مبارز با هاشمی رفسنجانی و انتقاد آنها از حذف مدیران باتجربه كشور توسط دولت نهم، نتیجه گرفت كه امكان ائتلاف میان اصلاحطلبان و اصولگرایان برای تشكیل «دولت وحدت ملی» وجود دارد، هیچكدام از چهرههای شناخته شده جناح راست و نه حتی همان اعضای روحانیت مبارز، حاضر به شركت در گردهمایی این حزب نشدند.
به نظر میرسد برخی واكنشها به اقدامات و سیاستهای دولت نهم و رئیس آن باعث به وجود آمدن نوعی خوشبینی مفرط و اشتباهات اساسی در سنجش واقعیتهای كنونی عرصه سیاست ایران در طیفی از جریان اصلاحات شده؛ والا طبیعی است تا زمانی كه شكاف تاریخی دموكراسی خواهی - اقتدارگرایی در ایران وجود داشته باشد، تشكیل دولت وحدت ملی بیشتر به یك شوخی میماند و دولتی هم كه به این نام تشكیل شود تنها همان نام را با خود یدك میكشد.
آقای قربانعلی دری نجفآبادی، دادستان محترم كل كشور اعلام كردهاند كه روحانیت وظیفه سنگینی در پیشگیری و مقابله با بیماری ایدز برعهده دارد. برای اینكه بدانید روحانیت عظیمالشان چه اقداماتی را میتواند در این راستا انجام دهد، نگاهی به اینجا بیندازید.
این روزها آسمان است كه زیباترین ترانه دنیا را میسراید.
كافیست كوچه تاریك و خلوتی را گیر بیاورید، چشمانتان را ببندید و به صدای قطرات باران كه به سقف ماشین خاموش و بخارگرفته میخورند گوش كنید.
آرامشی بیش از این نمیشناسم....
بیش از دو ماه است حقوق نگرفتهام؛ وضعیت بیمه و قراردادم مشخص نیست؛ شرمنده دوستانی هستم كه ماههاست از آنها مطلب گرفتهام اما حقالتحریرشان پرداخت نشده است و... اما با تمام این اوصاف شخصا هنوز به این نتیجه نرسیدهام كه باید كارگزاران را ترك كنم.
فكر میكنم حداقلیترین وظیفه یك روزنامهنگار اصلاحطلب در شرایط كنونی این باشد كه بهرغم تمام جفاهایی كه از جانب خودی و غیرخودی بر او میشود، با دستان خود، روزنامهای كه در آن مینویسد را به تعطیلی نكشاند؛ مگر آنكه فشارها آنقدر غیرقابل تحمل شوند كه چارهای جز رفتن وجود نداشته باشد.
احساسم میگوید انتخاب امروز من، بین ماندن یا نماندن نیست بلكه بین روزنامهنگار ماندن یا روزنامهنگار نماندن است پس فعلا و مادام كه كارد به استخوانم نرسد، در كارگزاران میمانم و مینویسم تا روزنامهنگار بمانم.
درباره اظهارات اخیر اكبر هاشمی رفسنجانی در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، گفتوگویی با خانم میترا شجاعی خبرنگار رادیو دویچه وله (صدای آلمان) داشتم كه میتوانید آن را در این آدرس گوش كنید. در این گفتوگو تاكید كردهام كه هاشمی رفسنجانی از نظر تاریخی بزرگترین مقصر در رسیدن جمهوری اسلامی به شرایط كنونی است و درعینحال نمیتواند نقش خود را در حوادث تلخ ابتدای انقلاب یا پیامدهای آن، انكار كند.
زودتر از ساعت 11 شب به خانه برنمیگردم و زودتر از ساعت 3 بامداد به خواب نمیروم.
دیرتر از ساعت 9 صبح از خواب بیدار نمیشوم و دیرتر از ساعت 10 صبح از خانه بیرون نمیروم.
زندگی آدمها به همین سادگی تعریف (سپری) میشود... زندهام...
1 ) نامزدی سیدمحمد خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری تقریبا قطعی شده است. مادر رئیس جمهور سابق هم اخیرا به نقل از فرزندش گفته حاضرم فدا شوم اما ایران ویران نشود. كماكان اعتقاد دارم بهتر است خاتمی از خیر و شر كاندیداتوری در انتخابات بگذرد و نامزد انتخابات نشود.
2 ) فایل صوتی سخنان میرحسین موسوی در حمایت از خاتمی برای شركت در انتخابات آینده موجود است. این درحالیست كه پس از تكذیب اظهارات آخرین نخست وزیر ایران توسط دفترش، برخی اشخاص و جریانات اعم از اصلاحطلبان مخالف خاتمی و مخالفان اصلاحات، هجمات شدیدی را به این بهانه علیه حامیان خاتمی صورت دادند. (مرتبط؛ كلیك كنید)
3 ) در جناح راست به جز احمدینژاد، كاندیداتوری محمدباقر قالیباف و مصطفی پورمحمدی قطعی به نظر میآید. محمد یا در واقع علینقی جهرمی، وزیر كار در دولت نهم و مدیركل سابق انتخابات شورای نگهبان كه مغز متفكر سازماندهیهای انتخاباتی این شورا بود هم برای نامزدی اعلام آمادگی كرده است.
4 ) پس از آنكه در گزارشی عنوان كردم جمعیت ایثارگران و اصولگرایان تحولخواه به عنوان گروههای اصلی حامی قالیباف در انتخابات گذشته به سوی احمدینژاد متمایل شدهاند و حتی حسین فدایی، دبیركل جمعیت ایثارگران با رئیس دولت نهم جلسهای خصوصی داشته، برخی سایتها، تلاش كردند تا محتوای این دیدار را در راستای انتقاد فدایی از برخی اطرافیان احمدینژاد اعلام كنند.
5 ) جبهه پیروان خط امام و رهبری به عنوان ائتلاف گروهها و احزاب راست سنتی كه به ریاست حبیبالله عسگراولادی فعالیت میكند، مصادیق و خصوصیات كاندیدای مورد حمایت خود را اعلام كرد. بیگمان نام احمدینژاد نمیتواند از دل این خصوصیات بیرون بیاید مگر آنكه در روزهای آینده منتهی به انتخابات، اتفاق خاصی بیفتد.
