دیروز كه سالگرد تولد دكتر محمدرضا خاتمی، دبیركل سابق جبهه مشاركت بود، اعضای شاخه جوانان و دانشجویان تصمیم گرفتند تا جشن تولد كوچكی را به شكل سورپریز در دفتر حزب برگزار كنند. اساماس سعید نورمحمدی كه رسید، با سرعت هرچهتمامتر كارهای روزنامه را انجام دادم و همراه با ایلیا جزایری به سمت مشاركت راه افتادیم.
وقتی رسیدیم سجاد سالك بیرون ساختمان ایستاده بود. میگفت كه برنامه با یك ساعت تاخیر در ساعت 8 برگزار میشود. در زیرزمین مشاركت جلسه دفتر سیاسی برقرار بود و آقا رضا هم در آن حاضر بود ولی به غیر از رضا شریفی رئیس شاخه دانشجویان و عباس كوشا عضو شورای مركزی، كسی خبر نداشت كه چه اتفاقی در شرف وقوعه.
اواخر جلسه كه علی مزروعی در حال گزارش نكتهای بود، بچهها چراغ زیرزمین را خاموش كردند و اسماعیل صحابه با یك كیك بزرگ كه شمع رویش عدد 49 را نشان میداد، در را باز كرد و وارد شد؛ پشت سرش هم 60 - 70 نفر از اعضای حزب به درون سالن هجوم بردند. بلبشویی شده بود كه تا حالا در دفتر مشاركت سابقه نداشت. محمدحسین شریفزادگان، وزیر رفاه دولت خاتمی یه جورایی وحشتزده شده بود.
چراغها كه روشن شد، اعضای دفتر سیاسی تازه فهمیدند چه خبره. علی سعدایی، نماینده شیراز در مجلس ششم و دكتر شكوریراد با موبایلهاشان عكس و فیلم میگرفتند. مزروعی كه نطقش منقطع شده بود چندان سرحال به نظر نمیرسید ولی وقتی آقا رضا كیك را برید او هم خندید و شروع كرد به دست زدن. سعید شریعتی كه گویا از مزه كیك خیلی خوشش آمده بود از همه راضیتر به نظر میرسید. در آن وسط چند تا نارنجك و وسیله پرسروصدا كه كلی كاغذ رنگی از توش درمیآمد هم تركید. یكی از آنها دقیقا بیخ گوش سعید حجاریان منفجر شد؛ یكی از بچهها میگفت كه دكتر حجاریان یاد سعید عسگر افتاد! یكی از بچهها فشفشهای را روشن كرد و داد به من كه بچرخونمش؛ بهش گفتم آخر عمری همین كارم مونده بود!
آقا رضا كه معلوم بود خیلی سورپریز شده با چند تا از بچهها روبوسی كرد و گفت چون شوكه شده نمیتونه صحبت كنه! این مسئله با توجه به تبحر دكتر خاتمی در ایراد سخنرانیهای داغ و آتشین جالب و نشانه اوج سورپرایزه شدن او بود. بعدش هم كه بچهها به صورت دسته جمعی چند تا عكس یادگاری با آقا رضا و دكتر میردامادی انداختند. از مصطفی تاجزاده كه ابتدای مراسم تو سالن بود، خبری نبود. كیك خورون كه تموم شد، بچهها هم به همراه اعضای دفتر سیاسی یواش یواش زیرزمین سالن شده مشاركت را ترك كردند.
با توجه به مسافرت زهرا خانم اشراقی همسر آقای خاتمی، علی آقا پسر این زوج زحمت هماهنگی برنامه و كشاندن پدر به دفتر مشاركت را كشیده بود. عماد خاتمی پسر محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق هم میهمان ویژه برنامه بود. گویا خوشتیپی در این خانواده اپیدمیه! شهاب طباطبایی هم كه مثل حاجی بازاریها در هر امر خیری پیشقدم است، با چشمان تیزبینش اطراف را میپایید تا چیزی از دست در نرود.
دفتر جبهه مشاركت خیلی وقت بود كه چنین شادی دسته جمعی را تجربه نكرده بود. ضمنا این مراسم یك جشن تولد ساده بود نه اعلام بیعت! (قابل توجه بعضی دوستان) همیشه به خوشی....
