این مطلب به عنوان سرمقاله سایت یاری منتشر شده است:
چند شب پیش، برنامه دو روز اول تلویزیون فارسی صدای آمریكا (VOA) به روال معمول میزبان دكتر علیرضا نوریزاده بود. آنهایی كه مصاحبههای تلویزیونی آقای نوریزاده به خصوص در VOA را دنبال میكنند به خوبی میدانند كه این برنامهها غالبا با موضوعی اصلی (به عنوان مثال بحران لبنان یا انتخابات ریاست جمهوری آمریكا) آغاز شده اما پس از گذشت تنها چند دقیقه، میهمان برنامه (نوریزاده) با تبحر موضوع را به سمت مسائل مربوط به ایران و نظام سیاسی آن میبرد.
از اینجاست كه چهره آشنای دكتر نوریزاده برای بینندگان پدیدار میشود؛ روزنامهنگاری كه خوب فكر میكند، بهتر از آن سخن میگوید و در پایان به بهترین شكل ممكن بر ذهن مخاطب تاثیر میگذارد. اما اینها تمام ابزاری نیست كه باعث ماندگاری او در صحنه پرآشوب و حاشیه رسانههای اپوزسیون شده است.
بیگمان یكی از نقاط قوت نوریزاده در مباحث خود كه به علت محیرالعقولی بعضا باعث میخكوب شدن مخاطبان میشود، اخبار متعددی است كه این روزنامه نگار ساكن انگستان از سریترین و لایه لایهترین محافل امنیتی جمهوری اسلامی رپرتاژ میكند. نوریزاده چنان با حرارت و قاطعیت اخبار فوق محرمانه نهادهای فوق حساس جمهوری اسلامی (مانند بیت رهبری) را روایت میكند كه گویی خود شاهد بیپرده و مستقیم آنها بوده است. او درعینحال كه تاكید میكند این اخبار موثق را از منابع كاملا قابل اطمینان دریافت میكند اما قدرت بیان فوقالعادهاش باعث میشود تا بیننده یا شنونده سخنان او اساسا فكر آنكه این اخبار توسط شخصی غیر از خود نوریزاده مخابره میشود را به مخیله راه ندهد و ذرهای هم در صحت آنها تردید نكند.
آخرین نمونه از این دست اخبار موثق بیان شده توسط ایشان نیز به برنامهای برمیگردد كه در بالا اشاره شد. در این گفتوگوی زنده تلویزیونی، هنگامی كه مجری (بیژن فرهودی) از نوریزاده درباره تیتر اول روزنامه كارگزاران در یكشنبه گذشته كه درباره دو شرط خاتمی برای نامزدی در انتخابات بود، سوال كرد، با یكی دیگر از آن دست اخبار موثق ایشان مواجه شد. آقای نوریزاده در پاسخ به این پرسش گفت: بنده خبر موثق دارم كه نظر شخصی آقای خامنهای این است كه اگر آقای مككین در انتخابات آینده آمریكا برنده شود، دوره ریاست جمهوری احمدینژاد برای چهار سال دیگر تمدید شود اما اگر آقای اوباما برنده انتخابات بود، این آقای ولایتی است كه توسط رهبر جمهوری اسلامی برای رسیده به مقام ریاست جمهوری حمایت میشود. (نقل به مضمون)
در عجیب بودن این خبر، همین بس كه حتی مجری تلویزیون صدای آمریكا را وادار ساخت تا قطعیت آن را مجددا از آقای نوریزاده بپرسد و ایشان نیز در پاسخ با قاطعیت بیشتری تاكید كند: این خبر كاملا موثق است!
اما آیا واقعا اینگونه است؟ آیا تمام اخبار فوق محرمانه نهادهای حساس نظام به این آسانی به دكتر نوریزاده منتقل میشود تا ایشان آنها را به تمام جهان مخابره كند؟ آیا صحتوسقم همه خبرهای بیان شده توسط ایشان تا اندازهای كه خود ادعا میكند، محل اطمینان است؟
آنهایی كه شناختی هرچند اندك از علم ارتباطات و رابطه آن با نظامهای سیاسی دارند، به خوبی میدانند كه در سیستمهای حكومتی غیردموكراتیك كه گردش آزاد اطلاعات در آنها با محدودیت مواجه است، به علت ساختار خاص قدرت، چه حساسیتی بر روی حفظ اخبار محرمانه و فوق محرمانه وجود دارد. این حساسیت البته به موازات بالارفتن سطح مقامات و سازمانهای تولیدكننده یا دارنده آن، افزایش نیز مییابد.
بیت رهبری جمهوری اسلامی، بیگمان حساسترین و پیچیدهترین نهاد از این دست در نظام سیاسی ایران است. مكانی كه به جز اخبار رسمی منتشره از آن، میتوان ادعا كرد كه تقریبا هیچ خبر موثق دیگری از آن در محافل سیاسی یا رسانهای موجود نیست. در اینجا كاری به درستی یا نادرستی این مسئله و انطباق آن با گردش آزاد اطلاعات در جوامع دموكراتیك ندارم اما نكته اصلی این است كه اگر قرار بود اخبار فوق محرمانه چنین نهادی به همین آسانی در اختیار شخصی مانند دكتر نوریزاده قرار بگیرد، آیا اساسا میتوان توجیهی برای بقای جمهوری اسلامی طی تمام سالهای اخیر داشت؟
اگر آقای نوریزاده به راستی چنین منبع یا منابع موثقی را در اختیار دارد كه اخباری به اهمیت و حساسیت خبر فوقالذكر را به او منتقل میكند، پس لابد دیگر اخبار مهم و فوق محرمانه این نهاد و دیگر سازمانهای كلیدی نظام را هم در دست دارد؛ اگر اینگونه باشد با توجه به شناختی كه از ایشان وجود دارد، بیان نشدن این اخبار تاكنون توسط آقای نوریزاده جای تعجب دارد!
به راستی اگر سیستم امنیتی حساسترین نهاد جمهوری اسلامی تا این حد ولنگوباز بود، موجودیت كنونی نظام یك نوع امر محال نبود؟
به نظر میآید آنچه باعث توجه مخاطبان به این دست اخبار میشود ممانعت از گردش آزاد اطلاعات در كشور باشد كه به درستی توسط اصلاحطلبان شناسایی و برای رفع آن نیز تلاشهای زیادی در دوران اصلاحات انجام شد. اما افسوس كه مانعتراشی اقتدارگرایان از نهادینه شدن آزادی خبر و بیان در كشور، تنها راه را برای انتشار اخبار موثق باز كرد.
